مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

1086

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> آن‌گاه طپانچه بر صورت همى بزد وخاك بر سر بريخت وعظيم بگريست . « فما ترى نفسها إلّاوهي بصيرة بإذن اللَّه تعالى أحسن ما تكون من النِّساء » . پس به ناگاه چشم خود را روشن وخويشتن را از تمامت زنان أحسن بديد وجسد برادرش را روى خاك افكند وزحر بن قيس را در آن‌جا ايستاده ديد ونيزه‌اى در دست أو نگريست وسر مبارك آن حضرت را برفراز نيزه بديد . گفت : « آيا از خدا نمىترسى واز جدّم رسول خدا آزرم ندارى وبيمناك نيستى كه سرى را بر سر نيزه كرده‌اى كه بر سينهء زهرا جا داشت وصاحبش مدت‌ها در طاعت خداى تعالى متواضع ودر عبادت الهى خميده بود ؟ » آن‌گاه صداى خود را به گريه وناله بلند كرد وهمى گفت : « داد از غريبى ! داد از بىيارى ! داد از تنهايى ! داد از سرگردانى ! » پس از آن ، شروع كرد به خواندن : لا تشتفي القلب من لطم ومن شجن * ومن نحيب ومن نوح ومن حزن فلو رأيت الّذي فينا العدا صنعت * رأيت ما يحرق الأحشاء في البدن وصاحب بحر المصائب گويد : « امام حسين عليه السلام را عمه‌اى بود كه عاتكة نام داشت ونابينا وناشنوا وسالخورده بود . چون قتل آن حضرت را بدانست ، از خداى بخواست تا جان أو را قبض فرمود . » اين خبر به قبول نزديك‌تر است . چه از خبر صاحب أنوار چنان معلوم مىشود كه ادمى ، خواهر بطني امام حسين عليه السلام بوده است واين خبر با هيچ روايت موافق نيست . ونيز بعضي عبارات كه مذكور مىدارد ، دلالت بر اين مىكند كه ادمى دختركى خردسال بوده وحال اين كه اگر خواهر بطني آن حضرت بوده ، از پنجاه سال واگر غير بطني هم بوده ، لا أقل از بيست سال افزون داشته است . ونيز بعضي كلمات از وى مرقوم مىدارد كه به حضرت زينب وسكينه خاتون سلام اللَّه عليها منسوب است ونيز در بعضي كتب ، عاتكة را از جمله بنات مكرمات جناب سيّد الشّهدا سلام اللَّه عليه شمرده‌اند . اين‌گونه كلمات را اگر به أو نسبت دهند ، انسب است ؛ اما ننوشته‌اند كور وكر بوده است ؛ واللَّه تعالى اعلم . سپهر ناسخ التواريخ حضرت زينب كبرى عليها السلام ، 1 / 10 - 13